ن : حمیــدشیخ حسینی
ت : دو شنبه 28 مرداد 1391
ز : 8:0 بعد از ظهر |
+
پاره های یک تن و دور از همیم این روزها
مثل اوضاع زمانه درهمیم این روزها
فکر نان از عشق می کاهد مقصر نیستی
آه... ما بازیچه ی بیش و کمیم این روزها
می دویم و جاده انگاری دهن وا می کند
در هراس راه پر پیچ و خمیم این روزها
می رسد تا استخوان این زخم ها، اما هنوز
در امید واهی یک مرهمیم این روزها
سیب در دامانمان افتاد و دور انداختیم
وصله ی ناجور نسل آدمیم این روزها
تا کجاها می رسد فریادهامان تا کجا؟
در نی پوسیده ی خود می دمیم این روزها
بچگی کردیم، دنیا هم به بازیمان گرفت
دست هایت را بده...گم می شویم این روزها
نظرات شما عزیزان:
:: موضوعات مرتبط:
این روزهــــــــــا ،
،
:: برچسبها:
این,
روزها,
شب,
شعر,
غزل,